اهالی کوی خدا


 
این خبر برگرفته از وب سایت  جرس می باشد
برای مشاهده لینک اصلی اینجا کلیک کنید
Picture
وسمقی: با وعده نزدیکی ظهور، در پی سرکوب قدرت مردم هستند
پخش فیلم "ظهور نزدیک است" آخرین حلقه از سلسله طرح ها و ادعاهای حامیان احمدی نژاد در پیوند دادن دولت  به حمایت و عنایت امام زمانی در سالهای اخیر بوده است. جریانی که از یکسو به برکت خرافات مشروعیت بافی می کند و از سوی دیگر اهداف سیاسی خود را نشانه رفته است. انتقادات و واکنش های فراوانی به مسئله مدعیان ظهور و شبیه سازی شخصیت های ظهور تاکنون مطرح شده است اما کمتر تحلیلی جامع و مستند در رسانه ها به رد این ادعاها پرداخته است.

خانم دکتر صدیقه وسمقی قرآن پژوه و استاد دانشگاه در سال 85 و در اوان برآمدن احمدی نژاد این تهدید را دریافته بود و در مقاله ای با عنوان "فتنه ای در راه" که در روزنامه اعتماد ملی منتشر شد نسبت به پروژه ظهور هشدار داده بود. پس از انتخابات سال 88 هم مقالاتی در روشنگری این جریان انحرافی نوشت که اجازه انتشار نیافت. جریان کذابی که امروز به مدد قدرت و امکانات و جریان آزادانه اطلاعات تنها حرف نمیزند و دست به عمل شده است.
وسمقی معتقد است این جریان خواب خطرناکی برای کشور دیده است که اگر زمینه ی مناسب در افکار عمومی بیابد آن را عملی خواهد کرد. شما را به خواندن گفتگوی جرس با خانم دکتر وسمقی دعوت می کنیم.

 

در سی و سه سال گذشته از انقلاب اسلامی تا به حال هیچ کدام از روسای جمهور مانند احمدی نژاد،اینگونه بر امام زمان، نزدیکی ظهور و نظارتِ امام دوازدهم بر اعمال و کردار دولت تاکید نکرده اند، احمدی نژاد در سازمان ملل به سران کشورها به نوعی هشدار می دهد که امام زمان به زودی در راه است و در داخل کشور هم انجام برخی کار ها را مثلا ساماندهی یارانه ها را به امام زمان نسبت می دهد و این منبع مالی را متعلق به امام زمان می داند، به نظر شما آنچه احمدی نژاد درباره امام زمان می گوید و انجام می دهد آیا صرفا یک اعتقاد است و یا نیت و نتایج دیگری دارد؟

به نظر من طرح اینگونه سخنان ریشه ی اعتقادی ندارد و دلیل آن اینست که رفتارهای دولت با چنين اعتقادی هماهنگ و سازگار نيست.

اگر کسی واقعا بر اساس دیدگاههای مذهبی اینهمه سرسختانه به ظهور نزدیک امام زمان اعتقاد داشته باشد،
در همه ی رفتارهای خود بايد دقیق وملتزم به این اعتقاد باشد.در بر خورد با مردم وحقوق مردم باید منصف باشد، نه به این معنا که خود او و یاهوادارانش او را منصف بدانند بلکه مخالفانش نیز علایم انصاف، عدالت وتقوا را باید در اوببینند.چنين کسی باید راستگو، خداترس و در صرف اموال عمومی سختگير و با تقوا و پاسخگو باشد.
اگر چنین نباشد معلوم است که این ادعاها ریشه در جای ديگري دارد.حداقل این مقداربرای همه معلوم است که دولت تا کنون از برخی کسانیکه اتهام فساد متوجه آنان بوده سر سختانه حمایت کرده و حد اقل این روشن است که امروز مدعیان شناخته شده ی ظهور مشهور به تقوی وراستی در میان مردم نیستند.

من طرح این سخنان را سوء استفاده.از باورهای دینی شیعیان به منظور پیشبرد اهداف سياسی و تقویت پايه های قدرت میدانم .

شما مدعیان ظهور را جریانی میدانید که اهداف سیاسی دنبال میکنند. آیا دلیل خاصی برای این موضوع دارید؟

از اغاز دولت نهم ،افرادي وابسته به یک جريان خاص سیاسي که معمولا نیز انسانهایی فاقد تحصیلات عالی و فاقد جایگاه در میان روشنفکران هستند به طور هماهنگ مطالبی در باره ی ارتباط دولت نهم با امام زمان مطرح کردند.

این افراد در نقاط مختلف کشور هستند و این نشان میدهد که جریانی در طول سالیان گذشته به طور مخفی در حال شکل گیري بوده و مترصد بدست آوردن فرصت مناسب برای عملی کردن مقاصد خود بوده است.

در این رابطه نشانه هایی از سالهای دور نیز وجود دارد .سالها پیش یکی از روحانیون بنام ، که جایگاه مناسبی نیز در میان مردم ندارد اعلام کرد که من خواب دیده ام قاتل امام زمان به دنیا امده است .

از سوی دیگر بطورعجیبی در مسجد جمکران سزمایه گذاری شده و تلاش شده است انجا راپایگاهی اعتقادی سازند . به یاد دارم از اولین اقدامات دولت نهم کمک مالی هنگفت به این مسجد بود . در حالیکه این اقدامات واین ادعاها هیچیک منشا صحیح دینی ندارد بلکه مردود و ناپسند است.

اشاره کردید به رد دینی مدعیان ظهور، در زمان پیامبر یا ائمه اطهار برخورد بزرگان دینی ما با مسئله خواب و ادعاهای اینچینی چگونه بود؟


یکی از اقدامات مهم پیامبر اسلام مبارزه با اینگونه امور بوده است پیامبر اسلام دستور داد همه ی اماکنی را که مردم خود به آن قداست داده بودند و باورهاي خود را با اینگونه قداست های موهوم به شرک آلوده کرده بودند ،

ویران کنند و مردم را به خدای واحد توجه داد و حقيقت اینست که توجه به غیر خدا ، شرک است به هر شکلی که باشد اعم از اینکه باور انسان تحت تاثير اماکن باشد یا انسانها، با هر عنوان و منصبی .
ما حق نداریم حتي پيامبر را مانند خدا ستایش کنیم .
او آمد که مردم را به سوی خدا دعوت کند نه به سوي خود.


برگردیم به اصل مطلب، شما گفتید این جریان خاص سیاسی که روایات ظهور را دستمایه اهداف سیاسی خود میکند سابقه ای طولانی تر از عمر دولت احمدی نژاد دارد . ممکن است بیشتر توضیح دهید؟

به عقیده ی من حاکمیت از سال 76 با ظهور جنبش اصلاح طلبی احساس خطر کرد .

از آنجا که حاکمیت دینی راه حل مشکلات خود را در باورهای دینی مردم جستجو ميکند ، تحلیل من اينست که این بار طرحی برای سوءاستفاده از اعتقاد به امام زمان در جهت منافع سیاسی حاکمیت و حفظ قدرت تهيه شده است،
تا به اینوسیله جنبش اصلاح طلبی را بکشند .به نظر من این نقشه در طول سالیان گذشته از آغاز دولت نهم یعنی پس از پایان دومین دوره خاتمی ، گام به گام در حال اجرا شدن است .

از یکسو دايما وعده ی ظهور امام زمان و حتی ادعای ارتباط با امام زمان مطرح میشود و از سوی دیگر به طور حساب شده قدرت مردم و جمهوریت ناقص موجود رفته رفته تضعیف و سرکوب میشود.نهاد های شبه انتخابی مانند مجلس، و شوراهاي شهر و روستا تضعیف شده و نادیده گرفته میشوند .


از گذشته ، جریانی در کشور حکومت دینی رابه جای جمهوری اسلامی مطرح میکرد. این جریان با روی کار امدن دولت نهم تقویت شده است . جریانی در درون حاکمیت با یارگیری سياسی از جریانهاي مشترک المنافع و نزدیک میکوشد به طور کلی حضور مردم را از صحنه ي سیاسي حتی به شکل ضعیف موجود نیز حذف کند وحکومت را مانند حکومت خلفا در قرون اولیه ی پس از اسلام در آورد .

شما تصور کنید جریانی که ادعاي ظهور وارتباط با امام زمان دارد روزی ادعا کند که امام زمان امده است و با افرادی از این گروه ارتباط دارد . در اين صورت دیگر نیازی به وجود مجلس ، شوراها و یا انتخابات برای تعیین رییس جمهور و اموري از این قبیل نخواهد بود در آن صورت امام زمان همه ي امور را به حاکمان دیکته میکند.

این جریان گمان میکند با این نقشه میتواند قدرت را از گزند اصلاح طلبی برهاند و با سوءاستفاده از روایات مربوطه که صحت و سندیت آنها زیر سوال است حتی با مخالفان خود تسویه حساب کند .مثلا در روایات امده است که برخی از مردم حتی علمای دینی با امام زمان مخالفت خواهند کرد.


این جریان خاص میتواند با تمسک به روایاتي از این دست ،همانگونه که افرادی را با شخصیتهاي توصیف شده در روایات تطبيق میدهد، مخالفان خود را نیز با مخالفان امام زمان تطبیق داده و به آنان آسیب برساند.این جریان به طور جدی فعالیت میکند.

برای زمینه سازی فکری و فریفتن افرادي که بضاعت فکری چندانی ندارند کتابهایي منتشر کرده است . کتاب « دهه ی 80 دهه ی ظهور به زبان فارسی وکتاب «احمدی نجاد وثوره العالمیه المقبله» به زبان عربی در بيروت منتشر شده است که نویسنده ی ان به نام شادي فقیه ، ناشناس و این نام غیر واقعی و مستعار است.

روایات ظهور سالها در کتابهای فقیهان هم بوده ولی هیچ گاه آنچه در بحار الانوار آمده بود بر کسی تعین پیدانمی کرد اما در سالهای صدارت احمدی نژاد ، نام سید خراسانی به مقام رهبری الصاق شد و خود احمدی نژاد هم بنا بر فیلم ظهور نزدیک است، عنوان شعیب صالح گرفت ، فکر می کنید این تشابه سازی ها آیا در میان مردم ایران خریداری دارد و آیا چنین گرته برداری به نوعی بازتاب بحران حکومت در مشروعیت نیست ؟


اولا صحت و سقم این روایات قابل مناقشه است،ثانیا تطبیق آنها بر وقایع واشخاص فاقد هر گونه توجیه است ودر واقع سوء استفاده محسوب میشود.

متاسفانه مشابه سازی با وقایع تاریخی صدر اسلام همواره در سه دهه ی اخیر مشکلی جدی بوده است و اینگونه بهره برداری از دین واقعا به چهره ی اسلام خدشه ی جدی وارد کرده است .
ممکن است اینگونه مشابه سازیها فقط عده ای مردم بی اطلاع ساده اندیش را فریب دهد .

وهمانطور که گفتم به نظر من هدف این جریان تثبیت قدرت وحذف کامل مردم است ونه کسب مشروعیت از مردم .کسیکه به دنبال کسب مشروعیت است به نظر مردم بها میدهد و برایش مهم است که مشروعیت مردمی داشته باشد .اما به نظر نمیرسد چنین چیزی برای این جریان مهم باشد .

این جریان از ضعف پایگاه مردمی خود مطلع است. به همین جهت میکوشد آن را بی ارزش جلوه دهد و پایگاه مشروعیت خود را در جای دیگری قرار دهد .از همین رو ،ادعایی عجیب، مبنی بر اینکه مشروعیت خود را از امام زمان میگیرد، مطرح میکند.

همانطور که شما هم اشاره کردید برخی براین اعتقاد هستند که احمدی نژاد و نزدیکانی مثل مشایی و بقایی و رحیمی و ثمره هاشمی قصد دارند تا با تمسک به امام زمان و تاکید بر مهدویت میخواهند تاروحانیت را از حکومت و مرجعیت اخراج کنند و در واقع دینی عرفانی پایه گذاری کنند که دیگر به فقه نیازی نداشته باشد ، نظر شما در اینباره چیست ؟


- به نظر من این گروه که به دنبال ایجاد فرقه ای سیاسی بر پایه ی اعتقادات مغشوش مذهبی هستند اصولا اهل عرفان نیستند.در این میان روحانیونی نیز به عنوان مبلغ و مروج این جریان وجود دارند.


قصد این جریان حذف مخالفان ومنتقدان اعم از روحانی و غیر روحانی وتثبیت قدرت مطلقه است .

به نظر میرسد همانطور که قبلا نیز گفتم،این جریان با هرگونه پاسخگویی حتی به دوستان خود نیز مخالف است .
از نحوه ی تعامل دولت با نهادهایی مانند مجلس،این موضوع آشکار است . حکومت ایده ال این جریان حکومتی است کاملا بسته،حتی بسته تر از وضعیت فعلی،کاملا غیر پاسخگو با رفتارهایی تماما پنهان از مردم. این جریان،احکام فقهی خاص خود را دارد.روحانیون وابسته،احکام را به نفع مقاصد سیاسی این جریان صادر میکنند.احکامی که میتواند مخالف فقه سنتی باشد با تفسیر وتوجیه خاص خود.

. برخی معتقدند سیاست خارجی احمدی نژاد بنا بر روایات ظهور تنظیم می شود و حوادث خاورمیانه نیز در همین مبنا ارزیابی می شود ، شما فکر می کنید اینگونه نگاه به دنیا با این فرض که ظهور امام زمان در نزدیکترین موعد است و این تشابه سازی ها چه تبعاتی در دستگاه سیاست خارجی خواهد داشت؟


.ممکنست این جریان با بلندپروازیها وماجراجوییهایی که دارد پروژه ی خود را محدود به داخل کشور نکند وبه روابط خارجی خود نیز این پروژه را تعمیم دهد .

به ویژه در رابطه با کشورهای مسلمان نشین ،ودر این میان شیعیان .در هر حال چه احتمال شما صحیح باشد ویا هر احتمال دیگری،تنظیم روابط بر اساس باورهایی که جایگاه عقلی ودینی ندارند وبر حدس وگمان استوار است ، تبعات خوشایندی نمیتواند داشته باشد .چنانکه می بینیم،تبعات سیاست خارجی دولت نهم ودهم برای ایران مثبت نبوده است .
هر چند دولت خودش به این سیاست ها به به! بگوید .ارزیابی موفقیت و عدم موفقیت باید معیارها واستانداردهایی قابل قبول داشته باشد. اگراین تحلیل به واقعیت نزدیک باشد مبنی بر اینکه جریان مذکور پروژه ظهور را به سیاست خارجی خود تعمیم میدهد،تبعات خطرناکی را برای آن میتوان پیش بینی کرد. در این رابطه توجه به مفاد کتاب "احمدی نجاد وثوره العالمیه المقبله" حایز اهمیت است .
شاید این کتاب بخشی از این پروژه را مطرح میسازد .این کتاب حاوی مطالب خطرناکی است .اینکه جریان مذکور با حمایت دولت ودر درون حاکمیت کار خود را پیش می برد واقدامات وادعاهای آنان تا کنون با بخشهایی از این کتاب و کتاب فارسی مذکور هماهنگ بوده،نشان میدهد که این جریان ممکنست به دنبال اجرای دیگر بخشهای این دو کتاب نیز باشد.من پیشنهاد می کنم این دو کتاب روی اینترنت قرار گیرد تا اهداف این جریان برای همگان بیشتر معلوم شود .


به نظر شما این جریان از سوی کدام شخصیتهای دینی حمایت میشود ؟


-- این جریان خود علنا پشتیبانان با نفوذ خود را معرفی نکرده است.مبلغان ومروجان این جریان که درسراسر کشور به طور علنی سخن میگویند ویا در درون دولت علنا در این جهت موضع گیری میکنند،مشخص هستند.

اما در کتاب عربی "احمدی نجاد ......" ،رهبر معنوی این جریان آقای مصباح یزدی دانسته شده است وتا کنون نیز نه ایشان ونه شخصیت های بلندپایه کشور که با اشخاص تاریخی تطبیق داده شده اند با این جریان و ادعاهای آنان مخالفت نکرده اند .به نظر من سکوت آنان علامت رضایت و تایید است .

زمانی در بعد از جنگ های ایران و روس،علمای شیعه مانند شیخ احمد احصایی و بعد از او سید کاظم رشتی از ظهور بسیار نزدیک امام زمان و برهه آخر الزمان گفتند و چندی بعد محمد علی باب ادعای مهدویت کرد، فکر می کنید ریشه انحرافی که امروز به تاکید بر مهدویت از گونه احمدی نژادی آن ختم شده از کجا آغاز شد ؟


اینکه حقیقتا سر نخ این جریان کجا ودر دست کیست،من نمی دانم.اما همانگونه که اشاره کردید در طول تاریخ بارها از این ادعاها شده است و همه ی آنها انحرافی بوده است ودارای تبعات ناگوار .من به کسانی که به هر دلیلی با جریان حاضر همراه شده اند توصیه می کنم جریانات تاریخی مشابه را با دقت مطالعه کنند.در میان پیروان وجریانها نیز افرادی بودندکه صداقت داشتند اما بی اطلاع وساده بودند ومورد سوء استفاده ی سیاست بازان قرار گرفتند . ازآنجا که مردم ایران مذهبی و اکثرا دارای باورهای شیعی هستند، در دوره هایی از تاریخ در بحرانهای اجتماعی وسیاسی،جریانهایی در صدد بر آمده اند که از این باورها بهره برداری کنند .در بحران اجتماعی – سیاسی کنونی نیز این احتمال وجود دارد . اما با توجه به ویژگی های جریان حاضر و وابستگی آن به حاکمیت فقط کسانی با این جریان همراهی میکنند که اولا منتقد دولت وحاکمیت نیستند، ثانیا دارای اعتقادات سطحی و اطلاعات اندک مذهبی هستند. درهرحال هر چند این جریان در میان اقشار گوناگون نفوذ ندارد اما از آنجا که متکی به قدرت حاکمیت است،موجب نگرانی است.

آیا اعتقادات احمدی نژاد درباره مهدویت و نظر کرده بودن دولت از سوی امام زمان ربطی به اعتقادات انجمن حجتیه دارد بااین احتساب که اصولا انجمن حجتیه غیر سیاسی بود و حکومت در دوره غیبت را مشروع نمی دانست و تمام تلاشش در راه مبارزه فرهنگی با بهاییت بود ؟


اینکه انجمن حجتیه سیاسی نبوده است، مربوط به زمانی است که هنوز این انجمن طعم شیرین قدرت را نچشیده بود.این انجمن در کادر سازی وانجام کارهای تشکیلاتی با سابقه وبا تجربه است .در دهه ی اول پس ازانقلاب،این انجمن به حاشیه رانده شده بود. اما در دودهه ی اخیر از حاشیه به متن آمد وبه نظر من امروز در بدنه ی قدرت وحتی سطوح بالای آن دست دارد وممکنست با این جریان مرتبط باشد.

به نظر شما چه کسانی وعده ظهور از سوی دولت را می پذیرند و آیا می توان تصور کرد که قشر فرودست جامعه برای رسیدن به دنیایی آرمانی با احمدی نژاد پیوند بخورند؟


این احتمال وجود دارد که افراد بی اطلاع وساده لوح که به راحتی باورهای آنان دستخوش تبلیغات فریبنده قرار میگیرد،تحت تاثیر این جریان قرار گیرند.به ویژه اگر حاکمیت اجازه ی روشنگری ندهد وبا منتقدان این جریان برخورد کند.درهرحال به نظر میرسد این جریان مرحله ی زمینه سازی را پشت سر گذاشته و وارد عمل شده است. به هر نحو ممکن باید از دستیابی جریان مذکور به مقاصد خود و افتادن مردم در دام آنان پیشگیری کرد.

فکر می کنید علمای شیعه درباره این انحراف واکنش مطلوبی نشان داده اند ، به نظر می رسد که مرز میان انکار مهدویت و تخطئه مهدوی طلبی احمدی نژاد ، علما را به تقیه دچار کرده است ؟


متاسفانه روشنفکران وعلمای دینی تا کنون این جریان را جدی نگرفته بودند. واما در رابطه با عملکرد علمای شیعه ،چه در رابطه با این موضوع وچه دیگرموضوعات ،بسیار میتوان انتقاد کرد.عده ای از علما که مدافع حاکمیت اند چشم خود را به روی همه ی انحرافات وکژی ها بسته اند.


کارهای نادرست بسیاری به نام اسلام انجام شده که این دسته ازعلما یا آنرا تایید کرده اند ویا در برابر آن سکوت را برگزیده اند. از بازداشتهای غیر موجه گرفته تا شکنجه وزدن مردم در خیابانها ونیز کشتن بی گناهان.شاید این عده در برابر جریان ظهور نیز به دلیل ملاحظه ی منافع دولت و حاکمیت واکنش جدی نشان ندهد .

واماعلمای منتقد نیز اگر چه به برخی عملکردها انتقاد کرده اند ،اما برخی از آنان از جایگاه علمای دینی ،آنگونه که شایسته است پاسداری نکرده اند وبا ایثارو فداکاری به حمایت ازمظلومان آنگونه که از تعالیم اسلام به دست میآید بر نخاسته اند.علمای منتقد شاید به دلیل بی اطلاعی از جریان مذکور و یاجدی ندانستن آن از آن انتقاد نکرده اند .
جای تعجب است که برخی عالمان از شرکت زنان در مسابقات ورزشی ،نسبت به اسلام احساس خطر میکنند،اما از جریانات مهمی که در کشور اتفاق می افتد واسلام زدایی می کند احساس نگرانی نمیکنند.جریان مذکور ،با رندی میکوشدمرز میان اعتقاد به مهدویت وانکار جریان حاضر رااز بین ببرد ومخالفان این جریان رامخالفان مهدویت قلمداد کند وحتی شاید با آنان برخورد نماید،اما این مرز اگرچه ممکنست برای برخی عوام ناشناخته باشد ولی برای عالمان ناشناخته نیست و آنان برای پاسداری از دین واعتقادات مردم از آمیختن با خرافات ونیز جلوگیری از سوءاستفاده یک جریان سیاسی از مهدویت ،موظفند همه تلاش خود را به کار گیرند و تقیه ی آنان موجه نیست.روشنفکران نیز امروز وظیفه دارند علاوه برآگاه کردن مردم عالمان دینی را نیز از واقعیات جامعه مطلع سازند تاآنان بتوانندموضع گیری صحیح در قبال وقایع داشته باشند.این جریان به جلو گام برداشته وپس از انتشار کتابهایی اکنون بر اساس آن کتابها فیلمی نیز ساخته است ودر سطح گسترده در جامعه منتشر کرده است.اینها نشان میدهد که این جریان در کار خود جدی است .وظیفه ی روشنفکران وآگاهان وعالمان نیز به همین میزان برای مقابله با این جریان جدی است وهیچ قصور وکوتاهی درین رابطه توجیه پذیر نیست .

با تشکر از فرصتی که به جرس دادید.

 


Comments




Leave a Reply